
آدمـها ایـن روزها به دنـبـال آسـان تـریـن رابـطه هایند ،
هـمه چیز را کـوتاه و فـشرده می خـواهند ،
حاضر و آماده ...
بـرای همیـن است که آخر مطالب طـولانی نـظر می دهند:
"وبـلاگ زیبایی داری به من هم سر بزن !"
این روزها دیـگر کسی بـه خودش زحمت نمی دهد
یـک نـفـر را از روی نـوشتـه هایـش کـشف کنـد
زیـبـایی هایـش را بـیـرون بـکشد ،
تـلخی هایـش را صـبـر کند ،
آدمـهای امـروز دوستـهای کـنـسروی می خواهنـد ،
هیـچ کس حال و حوصـله پـخت و پـز ندارد ،
یـک کـنـسرو می خواهنـد کـه فـقـط درش را باز کنند
بـعد یـک نـفـر مهربـان و شیـریـن از تـویـش بـپـرد بـیـرون
و هی لبـخنـد بـزنـد و بـگـویـد حق بـا تـوست.
من اما دوست دارم ذهن همه را بـخوانم ،
دردهایـشان را بـچـشم ،
شادی شان را حس کنم ،
ساعـت ها شایـد پـست های طـولانی و آشفـته شان را
بـخوانـم تـا بـفـهمم چه حسی دارند .
من آدمـها را دوست دارم ،
نـه بـخاطر آن چه بـروز می دهند ،
بـخاطـر آنـچه هـستـنـد و نـمی تـوانند فـریـاد بـزنند ،
دوست دارم چـشمـهایـشان را تماشا کنم ،
غـرق شوم در رازهایـشان ،
احساسات بـه زبـان نـیامده شان را کشف کنم
و بـعد عاشقـشان شوم .
